استراتژی نیروی انسانی بانک پاسارگاد
یکی از دوستانم، دارای مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه تهران، میگفت که در بخش نیروی انسانی سایت بانک پاسارگاد؛ فرمهای مربوط به گزینش و استخدام کارکنان را پر کردم. اما چند ماهی گذشت و خبری نشد ( جالب است که در این مدت به یکی از دوستان او که فارغ التحصیل مقطع کارشناسی دانشگاه آزاد با معدل نسبتا پایین ظرف مدت دو هفته تماس گرفته و مصاحبه نیز انجام شده است). این دوست من، سهامدار بانک پاسارگاد هم هست. چند ماه بعد که بانک پاسارگاد افزایش سرمایه داده بود، برای انجام امور مربوط به سهام خود به دفتر مرکزی بانک مراجعه کرده و به ناگاه، یادش میآید که دفتر نیروی انسانی بانک هم در همین ساختمان است. به آنجا رفته و میگوید که من چند ماه پیش برای استخدام در بانک شما اقدام کردم و هنوز هم، جوابی دریافت نکردهام. مسئول محترم نگاهی به مدارک او میکند و میگوید شما متولد تهران نیستید و شهرستانی میباشید و لذا شرایط لازم برای استخدام در بانک ما را ندارید.
کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران در پاسخ میگوید که من از زمان دبیرستان به تهران آمدهام. در ثانی این چه استدلالی است.برای مثال اگر من متولد یک روستای آریزونا بودم باز هم همین حرف را میزدید. مسئول بخش نیروی انسانی بانک قانع میشود. همانجا میگویند که با شما مصاحبه میکنیم.
مدیر بخش نیروی انسانی شرکت از این دوست میپرسد که شما با چه هدفی میخواهید وارد بانک شوید؟ او هم میگوید: با هدف ارتقا شغلی در ظرف چند سال. اما حاضرم از پایینترین مراتب اداری شروع کنم و در صورت شایستگی پیشرفت کنم. مدیر مربوطه میگوید: شما با مدرک کارشناسی ارشد برای چه میخواهید وارد بانک شوید شما به درد بانک پاسارگاد نمیخورید و راحت می توانید کار بهتری پیدا کنید. اگر رشته تحصیلی شما زیست، شیمی یا علوم پایه بود که برای آنها کاری پیدا نمی شود، در این صورت شما مناسب کار بانک ما بودید. همینجاست که کار بالا میگیرد و این دوست من، به مدیر نیروی انسانی میگوید آیا شما اقتصاد خوانده اید؟ آیا شما معنی تخصیص بهینه منابع را میدانید؟
البته، خوب مدیر این بانک خصوصی هم نشان داده است که تخصیص بهینه منابع را در شرایط یک اقتصاد نفتی رانتی به خوبی میداند. اما به گمان من او بیش از اینکه، نگران بانک و تخصیص بهینه نیروی انسانی باشد، نگران موقعیت خوب خود بوده و احتمالا هنوز هم هست. او میداند که حضور افراد متخصص در مکان شغلی او، زنگ خطری برای بهرهوری پایین او محسوب مشود و به همین دلیل، به هر روی، استراتژی بانک را برای رسیدن به هدف خود تغییر داده است. بیچاره بچههای علوم پایه که اگر میدانستند دیگران چگونه به آنها نگاه میکنند، البته نمیدانم که چه واکنشی نشان میدادند.
پ.ن: این قصه تهرانی و شهرستانی حالم را به هم میزند.
