هدف از ایجاد و راهاندازی خدمات الترونیک بانکی کاهش هزینههای مبادله در عرصه اقتصاد است. اما گویی در شرایط اقتصاد ایران هیچ یک از کارگزاران اقتصادی قصد ندارند تا در راستای کاهش هزینههای مبادله تلاش نمایند. یکی از مواردی که این روزها، نظرم را به خودش جلب کرد، شیوه فروش بلیت از سوی شرکت دلآواز برای کنسرت استاد محمدرضا شجریان بود. زمانیکه کارگزاران اقتصادی به استفاده از خدمات الترونیک روی میآورند به دنبال ایناند که در نتیجه این امر، هزینه های رفت و آمد و زمان از دست رفته و سایر هزینههای خود را کاهش دهند. اما شیوه فروش بلیت این کنسرت به این صورت بود که یکبار باید ثبت نام اینترنتی می کردی، یکبار باید برای ثبت بلیت مورد نظر وارد یک عرصه رقابتی بسیار وحشتناک اینترنتی میشدی، یکبار باید برای پرداخت در ساعت مقرر اقدام می کردی و بار آخر هم باید در یک روز گرم بهاری برای دریافت بلیت می رفتی و در میدان آرژانتین در زیر آفتاب داغ و سوزان می ایستادی و بلیت را دریافت می کردی. تازه اگر بلیت نبود دوباره باید وارد مراحل دیگری می شدی که .... به گمان شما تفاوت میان این شیوه فروش بلیت با فروش بلیت مسابقه پرسپولیس و استقلال یا فروش بلیت اتوبوس در شب عید در ترمینال جنوب، یا کباب ترکی نشاط با کارمندان بسیار بی ادبش که ای کاش روزی بتوانم آنجا را تعطیل کنم، چه تفاوتی دارد؟
چنانکه می بینیم هر یک از این چهار مرحله اولیه کنسرت، نه تنها در جهت رفاه انسان نبوده بلکه صرفا موجب بالا رفتن هزینههای مبادله و کاهش رفاه فرد شده است. البته نکته جالب توجه دیگر در مورد این کنسرت، این بود که همین شیوه فروش بلیت، نشان میدهد که شجریان و گروه او، تنها و تنها برای بعضی از طبقات اجتماعی خاص کار میکنند و میخوانند. چرا که دسترسی به اینترنت، و همینطور سایر خدمات الترونیکی هنوز در جامعه ایران فراگیر نشده و حتی در کلانشهرهایی مانند تهران نیز این دسترسی کامل و پر سرعت نیست. لذا تنها عدهای خاص میتوانند در این لاتری شرکت کنند و شانس داشته باشند. البته این شیوه با کارگاه مدیریتی حامد قدوسی هم چندان تفاوتی ندارد با آن قیمت نجومیش که نمیدانم امثال من که در بخش خصوصی خیلی خصوصی فعالیت میکنند چگونه میتوانند هزینه اینگونه کلاسها را پرداخت کنند.
