تبليغاتX
گذری بر اقتصاد - بخش خصوصی و سهمیه بندی بنزین و نرفتن ما به عروسی؟

بخش خصوصي سودجو است. مي خواهد با انتقال سرمايه به جاي امن، سود مطلوب را به دست آورد. من همیشه و همه وقت تصور می کردم و می کنم بخش خصوصی باید محور فعالیتهای اقتصادی باشد. اما باز هم یک خاطره شخصی دارم که می دانم به مزاج برخی از دوستان خوش نمی آید.

دیروز خانواده ام به یک مجلس عروسی دعوت شده بودند. خوب از پیش تصمیم گرفتیم که وسیله ای نقلیه کرایه کنیم تا برای بیرون رفتن از شهر و حضور در این مهمانی دچار مشکل نشویم. اما این بخش خصوصی سودجو تنها جوابی که به ما داد این بود که سهمیه بنزین ما  اجازه نمی دهد تا این مسافت را برویم. به عبارتی برای ما نمی صرفد. به آنها پیشنهاد دو برابر مبلغ کرایه را دادم اما باز هم برای آنها نصرفید. به هر حال الان ساعت یازده و نیم شب است ما به عروسی نرفته ایم. من خوشحالم اما به بچه های کوچک خانه که نگاه می کنم می گویم گور پدر بخش خصوصی. البته از دست سیاست سهمیه بندی دولت که من و خانواده ام در آن جایی نداریم دلگیر می شوم. براستی کدام دولت است که ما هم در سیاستهای او جایی داشته باشیم. تمامی دولتها همواره سنگ مردمی بودن را به سینه می زنند و انسانهای حاضر در بخش خصوصی هم همینطور. ظاهرا از انسانهای حاضر در بخش خصوصی که ما نباید توقعی داشته باشیم. از سیاست سهمیه بندی هم که خیری به ما نرسید. پس جای ما کجاست.؟ یاد حرفهای دیروز رئیس دانا می افتم.  

به قوا رئیس دانا: استيتيسم يک مکتب مستقل نيست، بلکه گرايشي است که ممکن است در ديدگاه هاي متفاوت وجود داشته باشد. نوليبرال ها دولت خودشان را مي خواهند و آنها هم به نوعي استيتيست هستند. آنها دولتي مي خواهند که از منافع آنها حمايت کند نه از کارگران و دولتي که بتواند در برابر مردم در افزايش يا تثبيت قيمت ها دخالت کند ولي در برابر سودآوران و سودسازان که در عرصه سود هر چقدر مي خواهند مي تازند دخالت نکند، يعني نگرش منفي به دولت هم نوعي نگرش استاتيستي است.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 16 Jul 2007 و ساعت 23:26 |