فرض ابتدايي اين مقاله این است که مدالهاي المپيک بر اساس تعداد جمعيت کشورها در ميان آنان توزيع میشود و ساير عوامل برابر خواهند بود. بنابراين، ميتوان براساس سهم جمعيتي کشورها به پيشبيني تعداد مدالهايي که در المپيک کسب خواهند کرد، پرداخت. البته، يقينا چنين تحليلی در مورد کشوري مانند هندوستان کاربرد ندارد. جدول 1 نشان ميدهد که اين تحليل در مورد ساير کشورها نيز چندان کمکي نميکند.
اولين ستون جدول 1 تعداد مدالهاي پيشبينيشده براي هر کشور، بر اساس جمعيت آن کشور براي بازيهاي المپيک 2004 آتن در 20 کشور اول پر جمعيت جهان را نشان ميدهد. ستون سوم اين جدول هم تعداد واقعي مدالهايي را نشان ميدهد که اين 20 کشور در المپيک 2004 آتن بدست آوردهاند. 5 تا از اين کشورها بر اساس سهم جمعيتي خود بيش از حد موفق بودهاند، اما عملکرد 14 کشور ديگر کمتر از حد مورد انتظار بوده است. و يک کشور يعني ترکيه دقيقا مطابق با سهم جمعيتي خود مدال کسب کرده است. موفقيت بيش از اندازه مربوط به اتحاد روسيه و آلمان است، آلمان و اتحاد روسيه هر دو تقريبا 4 برابر تعداد مدالهاي پيشبينيشده مدال کسب کردهاند. پاکستان، بنگلادش، ويتنام و فيليپين، علی رغم سهم جمعیتی نسبتا بالای خود، حتي يک مدال هم کسب نکردهاند. درحاليکه هندوستان تنها يک مدال از 157 مدال پيشبينيشده بر اساس سهم جمعيتي خود از جمعيت جهان کسب کرده است. بر اساس شاخص سهم جمعیت ایران از جمعیت جهان، پيشبيني ميشده که 10 مدال کسب کند درحاليکه 6 مدال کسب کرده است.
|
جدول 1- مدالهاي پيش بيني شده و واقعي که در المپيک 2004 آتن در ميان 20 کشور اول جهان از نظر جمعيت توزيع شده است | |||
|
تعداد مدالهايي که در عمل کسب شده است. |
پيش بيني دوم (بر اساس جمعيت و توليد ناخالص داخلي سرانه) |
پيشبيني اول (بر اساس جمعيت) |
کشور |
|
63 |
20 |
188 |
چين |
|
1 |
19 |
157 |
هند |
|
102 |
32 |
43 |
ايالات متحده امريکا |
|
4 |
13 |
32 |
اندونزي |
|
10 |
15 |
27 |
برزيل |
|
0 |
12 |
22 |
پاکستان |
|
92 |
15 |
21 |
اتحاد روسيه |
|
0 |
11 |
20 |
بنگلادش |
|
2 |
11 |
19 |
نيجريه |
|
37 |
24 |
19 |
ژاپن |
|
4 |
14 |
15 |
مکزيک |
|
49 |
22 |
12 |
آلمان |
|
0 |
10 |
12 |
ويتنام |
|
0 |
11 |
12 |
فيليپين |
|
5 |
10 |
11 |
مصر |
|
10 |
12 |
10 |
ترکيه |
|
7 |
8 |
10 |
اتيوپي |
|
6 |
11 |
10 |
ايران |
|
8 |
11 |
9 |
تايلند |
|
33 |
21 |
9 |
فرانسه |
|
|
17.65 |
32.15 |
متوسط تفاضل ميان پيش بيني و واقعيت |
براساس مدل برآورد شده سهم جمعيتي توانايي چنداني براي توضيح تعداد مدالهاي کسب شده توسط 20 کشور مورد نظر در المپيک ندارد. بنابراين، بايد در جستجوي معيارهاي ديگري براي کسب مدال در المپيک بود.
معمولا پيشبينش ميشود که ثروت ملي هر کشور، بدون شک، نقش مهمي در توانايي آن کشور براي توليد و عرضه ورزشکاران حرفهاي به بازیهای المپیکی دارد. به عبارت دیگر، ورزشکاران کشورهاي ثروتمند از امکانات بيشتري براي تمرين و آمادهسازي خود در المپيک و در نتيجه از مزيت نسبي براي کسب مدال برخوردار هستند. ستون دوم جدول 1 نشاندهنده تعداد مدالهاي پيشبينيشده براي 20 کشور داراي بيشترين جمعيت جهان بر اساس سهم جمعيت آنان از جمعيت جهان و توليد ناخالص داخلي سرانهی آنان است. با در نظر گرفتن توليد ناخالص داخلي سرانه تعداد مدالهاي پيشبينيشده براي 15 کشور از 20 کشور مورد نظر به تعداد مدالهاي واقعا کسب شده نزديکتر ميشود، به استثناي ايالات متحده، روسيه، ترکيه، ايران و تايلند. در اين حالت، متوسط تعداد مدالهاي پيش بيني شده از 32.15 به 17.65 کاهش مييابد. همچنانکه مشخص است ثروت يک کشور نيز نميتواند همراه با جمعيت، پاسخ خیلی مناسبي براي توضيح تعداد مدالهاي کسب شده در المپيک توسط يک کشور باشد، اما قدرت توضیح دهندگی مدل نسبت به حالت اول بیشتر شده است.
علاوه بر جمعیت و تولید ناخالص سرانه، به منظور ساخت یک الگوی صحیح، لازم است متغیرهای دیگری نیز در مدل مورد نظر مورد بررسی قرار گیرند. باید توضیح داد که منابع و امکانات اقتصادی چرا و چگونه، میتوانند موجب ایجاد تفاوت در تعداد مدالهای کسب شده در سطح المپیک شوند.
برای سیاستگذاران سوال مهم این است که: منابع و امکانات اقتصادی موجود و در دسترس سیاستگذاران باید چگونه و به بهترین نحو ممکن مورد استفاده قرار گیرند؟ برای کمک به بهتر شدن مدل و همچنین، جهت دستیابی به این هدف، چهار متغیر کلیدی کلان دیگر نیز بررسی شده که هر چهار متغیر بهطور بالقوه و با تسهیل شرایط موثر بر مشارکت فعالانه ورزشکاران در المپیک، میتوانند موفقیت ورزشکاران یک کشور در المپیک را تحت تاثیر قرار دهند. میزان سلامت، سطح آموزش، اطلاعات عمومی و ارتباطات (Connectedness) فیزیکی.
فرضیه میزان سلامت: احتمالا یک ورزشکار جوان، امید کمتری برای کسب موفقیت در المپیک خواهد داشت اگر نتواند سلامتی خود را حفظ کند. توانایی کشورهای مختلف در حفظ سلامتی شهروندان و بهخصوص ورزشکاران خود، متفاوت است. بعضی از تغییرات سطح سلامت به عوامل جغرافیایی و شرایط آب و هوایی کشورها بستگی دارد.، اما تصمیمات و سیاستهای عمومی، نقش مهمی در سلامت عمومی ایفا میکنند. به منظور انجام این تحلیل و ورود متغیر سلامت در مدل مورد نظر، شاخص امید به زندگی در بدو تولد به عنوان شاخص سطح سلامت عمومی جمعیت یک کشور مورد استفاده قرار گرفته است. امید به زندگی نسبت به سایر شاخصهای سلامت (برای مثال، نرخ مرگ و میر کودکان) دارای مزیت است، چراکه به احتمال بیشتر، شاخص امید به زندگی بلایای خانمانسوزی مانند ایدز / اچآیوی را نیز در خود جای داده است، بهویژه در بعضی از کشورهای خاص و تاثیر آن بر بعضی گروههای مسنتر جامعه نیز مشهودتر است.
فرضیه آموزش: آموزش و میزان تحصیلات، به احتمال قوی، المپیکی شدن یک ورزشکار را به دو طریق تحت تاثیر قرار میدهد. اول، ممکن است که سواد خواندن و نوشتن، تسلط بر ریاضیات و قرار گرفتن در معرض ایدهها و عقاید، از طریق فرایند آموزش، سبب بلندپروازی ورزشکاران جوان برای المپیک شود. از سوی دیگر، ممکن است که ورزشکاری که در مدارس (دانشگاه) افتخار کسب کرده، بیشتر مورد توجه مربیان یا مدرسین قرار گیرد، که همین افراد، بعدا همم میتوانند باعث توسعه و پیشرفت او شوند. نرخ سواد آموزی ابتدایی به منظور بررسی این فرضیه مورد استفاده قرار گرفته است.
فرضیه اطلاعات عمومی: به طور منطقی انتظار میرود اطلاعات عمومی موجبات در سر پروراندن رویای موفقیت در المپیک را، در ورزشکاران جوان ایجاد کند. شاید یک فرد با استعداد تنها پس از دیدن المپیک از تلویزیون، شنیدن اخبار مربوط به آن از رادیو یا خواندن روزنامههای مربوط به وقایع المپیک، رویای تبدیل شدن به یک قهرمان المپیک را در خود تقویت کند. در این تحقیق از آمار و اطلاعات مربوط به گیرندگان رادیویی به ازای هر 1000 ساکن به عنوان شاخص اطلاعات عمومی استفاده شده است.
فرضیه ارتباطات فیزیکی: تصور اینکه ورزشکاران المپیکی بالقوهای در جوامع دوردست یا ایزوله متولد میشوند، تاحدی دشوار است. برای مثال ممکن است هرگز استعداد بعضی از ورزشکاران کشف نشود و رویاهایشان برای موفقیت در المپیک تنها در همان محیط اطرافشان از دست برود. میزان برخورداری شهروندان یک کشور از برابری در کشف استعدادهایشان، میتواند موجب کشف و توسعه انبوهی از استعدادهای ورزشی شود. این برخورداری مردم یک کشور از برابری در کشف استعدادها را با دو روش مختلف اندازه گیری کردهاند: درصد جمعیت شهری (شهرنشین) و کیلومترِ جاده ها بهازای هر 1000 هکتار زمین. جدول شماره 2 مدلهای برآورد شده و نتایج اقتصادی هر یک را با ضریب اهمیت هر متغیر نشان میدهد.
نتایج این بررسی در جدول شماره 2 ارائه شده است. سه رگرسیون حداقل مربعات معمولی برآورد شده است. دو مدل اول، تمامی چهار المپیک از 1992 تا 2004 را در بر میگیرند. دو مدل اول این ایده را تائید میکنند که کشورهای دارای جمعیت بیشتر و ثروتمندتر، در المپیک مدالهای بیشتر کسب خواهند کرد. مدل اول، تنها به متغیر جمعیت توجه میکند. این متغیر، قدرت توضیح دهندگی زیادی دارد اما تنها بخشی کوچکی از تغییرات در مدالهای کسب شده را توضیح میدهد (به ضریب تعیین توجه کنید). مدل دومف بهطور همزمان تولید ناخالص داخلی و اندازهی جمعیت را مورد بررسی قرار میدهد. گرچه این بار، قدرت توضیح دهندگی مدل افزایش مییابد اما باز هم درصد کوچکی از تغییرات در تعداد مدالها توضیح داده میشود.
تشریح این نتایج نشان میدهد که به ازای یک درصد افزایش در اندازه جمعیت یک کشور، 0.34 درصد احتمال دریافت مدال در المپیک افزایش مییابد.
از سوی دیگر، افزایش 1000 دلاری تولید ناخالص سرانه یک کشور 0.06 درصد مدالهای در دسترس یک کشور را افزایش میدهد.
اما، مدل سوم متغیرهای بیشتری را مورد بررسی قرار میدهد و بر همین اساس، این مدل قدرت توضیح دهندگی بیشتر در قیاس با مدل اول و دوم دارد. در این حالت جمعیت همچنان بر تعداد مدالها تاثیرگذار است اما اثر تولید ناخالص سرانه دیگر معنادار نیست. در عوض، اطلاعات عمومی (رادیو) و درصد شهرنشینی، همراه با یک متغیر دامی برای کشور میزبان، دارای اثرات معنادار و جالب توجهی هستند.
در حالیکه جمعیت هنوز هم به عنوان یک متغیر پیش بینی کننده مهم در پیش بینی موفقیت در المپیک تلقی میشود، اما نمیتوانیم به طور جدی این فرضیه را رد کنیم که تولید ناخالص سرانه بر تعداد مدالهای کسب شده در المپیک تاثیر دارد. در مقابل، مالکیت بر رادیو به شدت با موفقیت ورزشکاران هر کشور در المپیک ارتباط دارد. افزایش تعداد دریافتکنندگان امواج رادیویی به 10 به زای هر 1000 نفر، 0.02 درصد سهم مدالهای را افزایش میدهد. اثرات قویتر در یک مدل متفاوت ظاهر میشوند که در ادامه به بررسی آن میپردازیم.
|
جدول 2- برآورد سه مدل متغير وابسته: درصد کل مدالهاي کسب شده در المپيک | |||
|
مدل سوم |
مدل دوم |
مدل اول |
متغير |
|
0.3090126 0.0284423) |
0.3380099 (0.0257944) |
0.2903998 (0.0244275) |
لگاريتم جمعيت |
|
.000012 (.0000103) |
0.0000648 (.0000542) |
|
لگاريتم توليد ناخالص سرانه |
|
-0.0082981 |
|
|
اميد به زندگي |
|
-0.0000248 |
|
|
نام نويسي در مدارس ابتدايي |
|
0.0024599 |
|
|
راديوها |
|
0.0074302 |
|
|
درصد شهرها |
|
0.0001494 |
|
|
جادهها |
|
3.869344 |
|
|
کشور ميزبان |
|
4.54- |
5.28- |
3.97- |
ضريب ثابت |
|
0.63 |
0.32 |
0.16 |
ضريب تعيين |
|
341 |
651 |
730 |
تعداد |
اعداد داخل پرانتز نشان دهنده انحراف معيار است.
جدول 3 قدرت پیشبینیکننده بهتر مدل سوم را نشان میدهد. دادههای المپیک 1996 در این مدل به کار رفته است. دو ستون اول این جدول مشابه جدول شماره یک است. اما ستون سوم پیش بینی تعداد مدالها را بر اساس کل مدل رگرسیون نشان میدهد. پیشبینیها به شکل فزایندهای بهتر شدهاند، زمانیکه علاوه بر جمعیت و تولید ناخالص سرانه، متغیرهای دیگری مانند مالکیت رادیو، درصد شهری در این تحلیل مورد بررسی قرار گرفتهاند. در این حالت، میانگین تفاضلی میان مدالهای پیش بینی شده و واقعی 12.65 واحد کاهش مییابد. حالا امید به زندگی، تحصیلات مدرسهای، مالکیت رادیو، زیرساختهایی که میتوانند همراه با هم تولید ناخالص سرانه را افزایش دهند، ارتباط آشکاری با نتایج بدست آمده دارند. البته، آزمونهای انجام شده نشان میدهد که مشکل همخطی در اینجا مشکل نگران کنندهای نیست.
اما نتایج آماری را میتوان با بررسی موردی برخی کشورها نیز تشریح نمود. برای مثال، جامائیکا کشوری است که موفقیتی غیر منتظره در المپیک داشته است. جمعیت این کشور کوچک بین 2.4 تا 2.6 میلیون نفر است. براساس معیار تولید ناخالص داخلی سرانه هم این کشور در پایینتر از میزان متوسط جهانی قرار دارد. در المپیک 1992، تولید ناخالص داخلی سرانه جامائیکا برابر با 3895 دلار بوده که از متوسط جهانی یعنی 4743 پایینتر بوده است. با تاکید بر دو متغیر جمعیت و تولید ناخالص داخلی، تمامی مدلهای فوق پیش بینی میکنند که جامائیکا حتی یک مدال هم کسب نخواهد کرد. اما عملکرد این کشور در، چهار المپیک گذشته خیره کننده بوده و به ترتیب چهار، شش، هفت و پنج مدال کسب کرده است. ممکن است یکی از دلایل این موفقیت سطح بالای تعداد رادیوها در المپیک باشد. جامائیکا در سال 1992 به ازای هر هزار شهروند، 430 رادیو داشته است در حالیکه متوسط جهانی برابر با 258 بوده و در همین حال، این نسبت برای جامائیکا با یونان و مالزی برابر بوده و این هر دو کشور از نظر تولید ناخالص داخلی ثروتمندتر از جامائیکا بودهاند.
پرتغال مورد دیگری است. پرتغال تقریبا پُر جمعیت، و نسبتا ثروتمند و دارای مالکیت رادیویی بالاتر از سطح جهانی است. در سال 1992 با داشتن 10 میلیون نفر جمعیت، تولید ناخالص داخلی سرانه این کشور 14761 دلار بود. اما حتی یک مدال هم در المپیک کسب نکرد. بر اساس جمعیت و تولید ناخالص داخلی سرانهی پرتغال، مدلهای ما پیشبینی میکنند که پرتغال باید 9 مدال در المپیک 1992 کسب کند. اما در سال 1992 متوسط رایدو در پرتغال به ازای هر 1000 نفر 229 بود که خیلی کمتر از کشور فقیرتری مانند جامائیکا بود. در 1996، نرخ رادیو در پرتغال به 303 زایش پیدا کرد، و در این سال متوسط جهانی 295 بود. در این سال پرتغال تنها 2 مدال در المپیک برد که بر اساس پیش بینی ما باید 10 مدال میبرد. در دو المپیک بعدی هم اوضاع بر همین منوال بود: در المپیک 2000 و 2004 پیش بینی میشد که پرتغال به ترتیب 13 و 12 مدال ببرد.
گرچه نمیتوان ادعا کرد که افزایش رادیوها در پرتغال عامل اصلی بهتر شدن عملکرد ورزشکاران پرتغال یا هر کشور دیگری در المپیک بوده است و باشد. اما به هر حال رسانهها نقش مهمی ایفا میکنند. علاوه بر جمعیت و ثروت، این مطالعه نشان میدهد که اطلاعات عمومی هم اثر معناداری در رفتار المپیکی کشورها دارد. اطلاعات عمومی بیشتر، تعداد بیشتری از مردم کشور را از وجود بازیهای المپیک باخبر میکند، که المپیک چیست، چگونه یک فرد میتواند برای بازیهای المپیک آماده شود و باید چگونه برای حضور در تیم ملی رقابت کند. کودکان و جوانانی که در رادیو و تلویزیون در مورد اخبار المپیک و قهرمانان آن میشنوند انگیزه بیشتری برای حضور و موفقیت در المپیک پیدا میکنند.
|
|
جدول 3- مدالهاي پيش بيني شده و واقعي که در المپيک 1996 در ميان 20 کشور اول جهان از نظر جمعيت توزيع شده است |
| ||||
|
تعداد مدالهايي که در عمل کسب شده است. |
پيش بینی تعداد مدالها براساس کل متغيرهاي مورد نظر |
پيش بيني دوم (بر اساس جمعيت و توليد ناخالص داخلي سرانه) |
پيشبيني اول (بر اساس جمعيت) |
کشور | ||
|
50 |
19 |
17 |
176 |
چين | ||
|
1 |
14 |
16 |
137 |
هند | ||
|
101 |
81 |
30 |
39 |
ايالات متحده امريکا | ||
|
4 |
10 |
12 |
28 |
اندونزي | ||
|
15 |
13 |
14 |
24 |
برزيل | ||
|
0 |
8 |
10 |
18 |
پاکستان | ||
|
63 |
13 |
13 |
21 |
اتحاد روسيه | ||
|
0 |
7 |
9 |
17 |
بنگلادش | ||
|
6 |
10 |
9 |
15 |
نيجريه | ||
|
14 |
25 |
25 |
18 |
ژاپن | ||
|
1 |
9 |
13 |
13 |
مکزيک | ||
|
65 |
23 |
22 |
12 |
آلمان | ||
|
0 |
6 |
8 |
11 |
ويتنام | ||
|
1 |
6 |
9 |
10 |
فيليپين | ||
|
0 |
9 |
8 |
9 |
مصر | ||
|
6 |
6 |
10 |
9 |
ترکيه | ||
|
3 |
9 |
7 |
8 |
اتيوپي | ||
|
3 |
7 |
10 |
9 |
ايران | ||
|
2 |
8 |
11 |
9 |
تايلند | ||
|
37 |
22 |
21 |
8 |
فرانسه | ||
|
|
12.65 |
16.5 |
29.55 |
متوسط تفاضل ميان پيش بيني و واقعيت | ||
|
|
|
|
|
|
|
|
همانطور که از جدول 2 مشخص است متغیرهای کلان میان کشوری تنها 60 درصد از تغییرات تعداد مدالهای کسب شده در المپیک را توضیح میدهد. بنابراین در این میان باید به تحلیل برخی متغیرهای خرد ساختاری شکل دهنده ورزشکاران پرداخت که بدون شک آنها نیز ار وضعیت کلان و سیاستگذاریهای یک کشور تاثیر میپذیرند. برای مثال، ورزشکاری که یک منطقه روستایی زندگی میکند در صورت داشتن پدر و مادری تحصیل کرده و دسترسی به اخبار المپیک، انگیزه بیشتری برای تلاش و حضور در المپیک و قهرمانی خواهد داشت. حضور پدر و مادر و فرهنگی که رویای بلندپروازانهی قهرمانی المپیک را در سر فرد بپروراند برای قهرمانی در المپیک بسیار مهم خواهد بود. توسعه انسانی مورد نظر اقتصاددان برجسته، آمارتیاسن، و برخورداری تمامی استعدادهای ورزشی یک کشور از از آزادیهای لازم برای توسعه ورزشی بسیار مهم است. مدیریت منابع اقتصادی و منابع انسانی هم همینطور.
