تبليغاتX
گذری بر اقتصاد

بر اساس تعریف، چنانکه متغیری در اثر وارد شدن یک شوک، از روند میانگین خود منحرف شده و برای مدت طولانی در وضعیت جدید باقی بماند، آن متغیر دارای رفتاری با دوام یا پایدار است. برای مثال بیکاری متغیری پایدار است بدلیل اینکه هنگامی که بیکاری به طور معناداری از نرخ طبیعی خود منحرف می شود، انتظار نمی ورد به سرعت به نرخ قبلی خود باز گردد. بررسی تاریخی روند تورم نیز نشان دهنده پایدار بودن این متغیر می باشد.

معیاری که معمولا برای اندازه گیری پایداری متغیرهای اقتصادی از جمله تورم مورد استفاده قرار می گیرد، ضریب خود همبستگی سریالی می باشد. این ضریب همانطور که از نامش پیدا است همبستگی یک سری زمانی را با مقادیر با وقفه همان سری به صورت تاریخی اندازه گیری می کند. اگر اگر یک متغیر برای مدت طولانی از میانگین خود به سمت بالا (یا پایین) منحرف شود و در دوره بعد نیز در همان جهت ( یا جهت خلاف) از روند میانگین خود فاصله بگیرد، گفته9 می شود متغیر مورد نظر دارای خود همبستگی مثبت ( یا منفی) است.

بررسی پایداری تورم در ایران

بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در گزارشی که در مورد تورم که در قالب کتابی منتشر نموده است، مقادیر ضریب خود همبستگی تورم در مقاطع مختلف زمانی (دوران قبل از انقلاب، دوران جنگ، سالهای مربوط به برنامه اول، دوم و سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی) را محاسبه و نتایج را به صورت جدول ذیل منتشر نموده است:

طول وقفه (فصل)

1354:1-59:4

1360:1-67:4

1368:1-72:4

1373:1-78:4

1379:1-83:4

1354:1-83:4

یک

84/0

92/0

83/0

94/0

81/0

94/0

دو

50/0

78/0

53/0

80/0

53/0

80/0

سه

11/0

61/0

19/0

60/0

21/0

60/0

چهار

-

41/0

-

38/0

-

40/0

پنج

-

23/0

-

17/0

-

20/0

شش

-

06/0

-

-

-

10/0

متوسط ضریب همبستگی

48/0

50/0

52/0

58/0

51/0

51/0

 

همانطور که مشخص است، تغییرات تورم در دوره مورد بررسی از روند 6 فصل گذشته خود تاثیر پذیرفته است و سازو کاری همانند روش تعدیل جزئی را ایجاد می کند. به عبارت دیگر چنانچه در زمان جاری یک شوک تورمی باعث انحراف تورم از مسیر عادی آن گردد، طول دوره اثرگذاری این شوک بر تورم دوره های آتی، به طور متوسط حدود 6 فصل خواهد بود. این نتایج نشان می دهد که تورم در ایران نسبتا پایدار بوده و پایدارترین دوره تورمی از نظر سطح، مربوط به دوره 78-1373 است. یکی از دلایل عمده این پایداری تورم چرخشهای سیاستی تثبیت نرخ ارز و اعمال برخی کنترلهای قیمتی است که مانع از تعدیل سریع قیمتهای نسبی و منجر به طولانی تر شدن فرایند تعدیل شد. همچنین مشخص است که پایداری تورم از سال 1379 به بعد هم از نظر سطح و به لحاظ طول دوره در مراتب پایین تری نسبت به دو برنامه اول و دوم توسعه قرار گرفته است.

پس همانطور که مشاهده می شود تورم دوره جاری ناشی از عوامل تورم زای دوره های گذشته بوده است. اما دلایل این پایداری را می توان در بالا بودن سطح تقاضا و پایدار بودن آن، بزرگ بودن اندازه دولت و اتکای فراوان آن به منابع بانکی و پایین بودن درجه اعتبار بانک مرکزی دانست.

برای مثال در طی دو دهه اخیر اقتصاد ایران نرخهای تورم بالای را تجربه نموده است و به همین دلیل، عامه مردم انتظارات تورمی بالایی داشته و قسمت عمده این انتظارات به طورت گذشته نگر بوده و نه آینده نکر.

عدم پایبندی بانک مرکزی به اهداف از قبل تعیین شده تورم با در نظر گرفتن رشد اقتصادی، بیشترین صدمه را به اعتبار بانک مرکزی طی سالهای گذشته وارد نموده است و همین امر هم به شدت از مقبولین بانک مرکزی کاسته است.

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Fri 18 Apr 2008 و ساعت 23:43 |

روزبه حسینی مطلبی در مورد رابطه مقداری پول و تاثیر نقدینگی بر تورم نوشته است. رابطه مقداری پول MV=PY است. M نقدینگی، V سرعت گردش پول در اقتصاد، P سطح قیمتها و Y تولید است. به عبارت دیگر رشد نقدینگی به علاوه رشد سرعت گردش پول برابر است با نرخ تورم به اضافه نرخ رشد تولید. جدول زیر چهار رقم فوق را در فاصله سالهای 1341 تا 1385 نشان می دهد. (خط فاصله کوچک کنار اعداد نشان دهنده علامت منفی است).

 

 

1341

1342

1343

1344

1345

1346

نرخ تورم

0.9

1

4.5

0.3

0.8

0.8

رشد نقدینگی

54.37

-5.89

13.25

14.30

23.89

10.41

رشد GDP

5.67

7.50

15.80

9.38

10.81

12.17

رشد V

-47.80

14.39

7.05

-4.62

-12.27

2.57

 

1347

1348

1349

1350

1351

1352

 نرخ تورم

1.5

3.6

1.5

5.5

6.3

11.2

رشد نقدینگی

21.48

17.34

14.58

25.71

34.80

29.14

رشد GDP

12.74

9.83

13.61

16.71

7.45

12.55

رشد V

57.06

41.40

39.11

31.60

23.40

37.19

 

1353

1354

1355

1356

1357

1358

 نرخ تورم

15.5

9.9

16.6

25.1

10

11.4

رشد نقدینگی

57.06

41.40

39.11

31.60

23.40

37.19

رشد GDP

4.85

17.57

-2.34

-7.38

-4.23

-15.13

رشد V

-36.71

-13.93

-24.85

-13.87

-17.63

-40.93

 

1359

1360

1361

1362

1363

1364

نرخ تورم

23.5

22.8

19.2

14.8

10.4

6.9

رشد نقدینگی

26.99

16.15

22.81

16.85

6.02

12.99

رشد GDP

-4.42

12.56

11.07

-2.05

2.00

-9.15

رشد V

-7.91

19.21

7.45

-4.10

6.38

-15.24

 

1365

1366

1367

1368

1369

1370

 نرخ تورم

23.7

27.7

28.9

17.4

0.9

20.7

رشد نقدینگی

19.67

17.60

23.83

19.54

22.48

24.64

رشد GDP

-1.00

-5.48

5.91

14.12

12.12

3.99

رشد V

3.04

4.62

10.97

11.98

-62.78

37.86

 

1371

1372

1373

1374

1375

1376

 نرخ تورم

24.4

22.9

35.2

49.4

23.2

17.3

رشد نقدینگی

25.28

34.21

28.48

37.56

37.00

15.22

رشد GDP

1.48

0.49

2.95

6.08

2.81

2.87

رشد V

0.60

-10.82

9.67

17.92

-11.00

4.95

 

1377

1378

1379

1380

1381

1382

 نرخ تورم

18.1

20.1

12.6

11.4

15.8

15.6

رشد نقدینگی

27.15

12.86

29.28

28.84

30.09

26.12

رشد GDP

1.60

4.96

3.28

7.56

6.83

4.84

رشد V

-7.45

12.21

-13.40

-9.88

-7.46

-5.68

 

1383

1384

1385

 

 

 

 نرخ تورم

15.2

12.1

13.6

 

 

 

رشد نقدینگی

30.21

34.32

39.43

 

 

 

رشد GDP

5.39

5.40

5.30

 

 

 

رشد V

-9.62

-16.82

-20.53

 

 

 

 

در طی چندین ساله اخیر رشد سرعت گردش پول در ایران منفی بوده است.  

 چند نکته:

1-       در سال 1374 رشد نقدینگی 4/37 و تورم برابر با 4/49 درصد در حالیکه در سال 1375 رشد نقدینگی 37 درصد است اما تورم برابر با 2/23 است. تفاوت میان این دو سال در تثبیت نرخ ارز در سال 1375 است.

     ۲-  نرخ تورم را در سالهای قبل از 1368 و 1369 و بعد از آن با نرخ رشد نقدینگی مقایسه می کنیم. اتفاق مهم   در سال 1367 پذیرش قطعنامه بود که باعث کاهش انتظارات تورمی برای یکی دو سال بعد شد و بعد که انتظارات تغییر کرد دوباره تورم افزایش یافت.

 

 

1366

1367

1368

1369

1370

1371

1372

1373

نرخ رشد نقدینگی

18.14

23.83

19.54

22.48

24.64

25.28

34.21

28.48

نرخ تورم

27.58

29.04

17.39

8.932

20.7

24.36

22.85

35.2

 

 

۳-       کالدور در مقاله ای می گوید که اگر انتظارات تورمی مردم شعله ور شود با همین مقدار عرضه پول می توان شاهد دو برابر شدن تورم بود. چرا که سرعت گردش پول دو برابر می شود. به عبارت دیگر با افزایش سرعت گردش پول در نتیجه انتظارات تورمی، تورم به شدت تشدید می شود. آیا این گفته صحیح است؟  از ۱۳۸۳ تا ۱۳۸۴ به موازات کاهش رشد سرعت گردش پول، تورم نیز کاهش یافته است. اما پس از آن دوباره تورم بر خلاف ۱۳۸۴ افزایش یافته است.  برای بررسی گفته کالدور می توانید آمار سالهای مختلف را بررسی کنید.

۴-       در برخی از سالها بر اساس نظریه مقداری پول، رشد سرعت گردش پول منفی است. چرا؟ گروهی از اقتصاددانان از این امر به عنوان "تورم نهفته" یاد می کنند (؟) و معتقدند اگر این سرعت زیاد شود به مثابه خلق پول است و موجب بروز تورم می شود؟  برای مثال به جدول زیر نگاه کنید: در سالهای 1351 و 1384 رشد نقدینگی در هر دو سال تقریبا برابر 34 درصد است. نرخ رشد تولید ناخالص داخلی هم به ترتیب برابر با 4/5 و 45/7 است. اما رشد سرعت گردش پول در سال 1351 برابر با 4/23 درصد و نرخ تورم برابر با 3/6 درصد است، در حالیکه نرخ تورم و رشد سرعت گردش پول در سال 1384 به ترتیب برابر با 1/12 و 82/16- (منفی) است.

 

 

1351

1384

 نرخ تورم

6.3

12.1

رشد نقدینگی

34.80

34.32

رشد GDP

7.45

5.40

رشد V

23.40

16.82(منفی)

 

 

۵- دو سال 1341 و 1383 را نیز می توان با هم مقایسه کرد. در هر دو سال رشد سرعت گردش پول منفی است. اما در سال ۱۳۴۱ گر چه رشد سرعت گردش پول خیلی کمتر است اما نرخ تورم ۰.۹ است.  در حالیکه نرخ رشد نقدینگی بیش از ۲۰ درصد در سال ۱۳۸۳ است.

 

1341

1383

 نرخ تورم

0.9

15.2

رشد نقدینگی

54.37

30.21

رشد GDP

5.67

5.39

رشد V

-47.80

-9.62

 

بنابراین اگر گفته کالدور درست باشد و ناگهان انتظارات تورمی در ایران شعله ور شود با همین حجم نقدینگی تورم دو برابر خواهد شد؟

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 14 Apr 2008 و ساعت 22:6 |
چرا برنامه های تغییر منجر به ایجاد تغییر نمی شوند؟

"اغلب برنامه هایی که برای ایجاد تغییراتی در جامعه برنامه ریزی می شوند در عمل موفق نمی شوند بدلیل اینکه این برنامه ها توسط تئوری های تغییری هدایت می شوند که اساسا ناقص و معیوب هستند. بر اساس این مدل، تغییر و دگرونی مانند یک تجربه تبدیل است. زمانیکه فرد مذهبی را می پذیرد، مطمئنا تغییراتی در رفتار او بروز می کند. ... در حقیقت، رفتار افراد قویا توسط نقش سازمانی آنها شکل می گیرد. بنابراین موثرترین شیوه برای تغییر رفتار افراد در جامعه، این است که افراد در یک محتوای سازمانی جدید قرار گیرند که نقشها، مسئولیتها و روابط جدیدی را بر آنها تحمیل کند".

به عبرات دیگر گویی همانند ارگانیسمها که توسط DNA ها شکل می گیرند، برای موفقیت یک برنامه که با هدف ایجاد تغییر در جامعه طراحی شده، باید DNA ها را تغییر داد.   به نظر شما DNA های بخش عمومی یا همان دولت و نهادهای دولتی چیست؟

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 12 Apr 2008 و ساعت 23:45 |

نقدي کردن يارانه ها

يکي از دلايل حذف يارانه هاي غير نقدي ايجاد کارايي قيمتي يا تخصيصي در عرصه اقتصاد است. اما آيا تمامي مشکلات اقتصاد ايران محدود به ناکارايي قيمتي مي شود؟

ناکارايي تخصیصی يا نارکايي مجهول

نارکاريي تخصيصي يا نارکايي قيمتي ناشي از عدم تخصيص بهينه منابع است. به عبارت ديگر وجود اختلال هاي قيمتي موجب بروز نارکرايي تخصيصي يا همان ناکرايي قيمتي مي شود که در نتيجه آن عدم تخصيص بهينه منابع رخ خواهد داد، پيامد اين موضوع هم کاهش رشد اقتصادي است. اما به نظر مي رسد در شرايط اقتصاد ايران، صرفا تمامي مسائل و مشکلات ناشي از ناکارايي قيمتي و تخصيصي نيست بلکه ناکارايي نهادي و سازماني است. اقتصاددان مشهور هاروي ليبنشتاين اين قبيل از ناکارايي ها را ناکارايي مجهول (X-efficeincy ) مي نامد.

او مي نويسد: "نظريه ناکارايي مجهول مرتبط با عدم استفاده بهينه از منابع است. نظريه اقتصاد خرد مرسوم فرض مي کند که (1) بنگاهها منابع خود را به هبترين شکل ممکني که مي توانند مورد استفاده قرار مي دهند، و (2) آنها هميشه به دنبال فرصتهاي براي کسب سود خالص هستند. اين دو فرضيه نشان دهنده هدف حداکثر ساختن سود در اقتصاد خرد استاندارد است که بر منباي آن بنگاههاي اقتصادي يا هزينه هاي خود را با توجه به يک سطح مشخص از محصول حداقل مي کنند يا با توجه به سطح مشخص از داده ها به حداکثر ساختن توليد خود اقدام مي کنند". اگر هزينه هاي حداقل نشوند به نظر مي رسد اين نکته مهم است که تفاوت ميان هزينه هاي واقعي و هزينه هاي حداقل اندازه گيري شود. ناکارايي تخصيصي به اين موضوع مرتبط است که آيا قيمتهاي بازاري درست هستند يا خير؟ به عبارت ديگر آيا قيمتهاي بازار منجر به تخصيص بهينه منابع و محصولات به کساني که خواهان استفاده از آنها هستند مي شوند يا خير؟

اما در اغلب بنگاههاي اقتصادي ايران ناکارايي صرفا ناشي از قيمتهاي بازار نيست و تا حد زيادي به فعاليتهاي درون بنگاه مربوط مي شود. به عبارت ديگر تمامي انواع ناکارايي غير تخصيصي (non-allocative inefficiency) را بايد در اين زمينه مد نظر قرار داد که شامل : ناکارايي در: (1) استفاده بهينه از نيروي کار، (2) سرمايه، (3) توالي زماني (time sequenc)، (4) ميزان همکاري کارمندان و کارگران، (5) جريان اطلاعات، (6) اثر بخشي چانه زني و (7) شيوه هاي ذهني.

شايد ناکارايي استفاده بهينه از نيروي کار يکي از شايع ترين موارد در بنگاههاي اقتصادي است. ممکن است فعاليتهايي که توسط کارمندان يا کارگران بنگاه انجام مي شود سودمند نباشند يا کيفيت فعاليتها مطلوب نبوده و حتي پايين نيز باشند. همينطور ممکن است سرمايه نيز به طور کامل و بهينه مورد استفاده قرار نگيرد.

همانطور که گفته شد ناکارايي تخصيص در توليد زماني رخ مي دهد که در فرايند توليد، ترکيب بهينه اي از عوامل توليد با توجه به قيمتهاي نسبي به کار گرفته نمي شود و هزينه هاي توليد بيش از حالت بهينه مي شود. اما نارکايي مجهول يا همان ناکارايي سازماني زماني به وقوع مي پيونند که يکي از موارد هفتگانه فوق مانند مشکلات کاري در بنگاه، عدم تامين به موقع مواد اوليه، مسائل و مشکلات بازاريابي، سوء مديريت در بنگاه و ... رخ مي دهد و در نتيجه اين بار هم از ترکيب عوامل توليد، حداکثر توليد به دست نمي آيد.

وجود اين هر دو کارايي شرط لازم و کافي براي دستيابي به رشد اقتصادي مطلوب است. اما نبود هر يک از اين دو کارايي و به عبارت ديگر وجود ناکارايي قيمتي يا ناکرايي مجهول مي تواند دستيابي به اهداف اقتصادي مورد نظر جامعه و سياستگذاران اقتصادي باشد. مطالعه مائورو (1995) نشان مي دهد که کارايي سازماني يا حکمراني در ايران در وضعيت مطلوبي نيست و در ميان 63 کشور جهان داراي رتبه 58 است. کارايي نظام اداري، کارايي قوه قضائيه و همچنين فساد در طراحي اين شاخص دخيل هستند. بنابراين به منظور دستيابي به منحني امکانات بالقوه توليد در اقتصاد ايران که سياستگذاران در پي دستيابي به آنند شايد سياستهاي قيمتي تنها بتواند بخشي از ناکارايي موجود را رفع کند اما بدون شک رفع ناکارايي سازماني نيز نبايد مورد بي توجهي قرار گيرد.  

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Thu 10 Apr 2008 و ساعت 20:58 |

يکي دیگر از دلايل حذف يارانه ها اين است که طرفداران اين سياست معتقدند وجود يارانه ها موجب افزايش مخارج دولتي و در نتيجه افزايش کسري بودجه و افزيش عرضه پول در اقتصاد به منظور رفع اين کسري بودجه مي شود که مي تواند آثار تورمي نيز بر جاي بگذارد. اما در اين ميان چند مساله مهم بايد مورد توجه قرار گيرد:

1-       کاهش مخارج دولتي از طريق نقدي کردن يارانه ها در صورتي امکان پذير است که يارانه نقدي تنها به خانوارهاي هدف پرداخت شود و نه تمام خانوارها. در صورت عدم موفقيت در شناسايي خانوارهاي هدف، اين سياست با شکست مواجه خواهد شد. بنابراين شناسايي خانوارهاي فقير به طور دقيق و با ضريب خطاي کم، و همچنين پايين بودن هزينه هاي اداري اجراي اين سياست در موفقيت آميز بودن سياست نقدي کردن يارانه ها بسيار مهم است. معيارهاي شناسايي خانوارهاي هدف سياست نقدي کردن يارانه ها، سه معيار درآمدي، جغرافيايي و خوداظهاري است. يکي از نکاتي که در رويکرد توسعه انساني مورد توجه خاص قرار گرفته همين مساله شناسايي خانوارهاي هدف است که اقتصادداناني چون آمارتياسن معتقدند يکي از آثار اين شناسايي، مي تواند آثار رواني نامطولب و شکسته شدن فقرا در انظار عمومي باشد. از اين رو کارايي اين سياست بايد بر مبناي اين قبيل هزينه ها نيز مد نظر قرار گيرد.

از سوي ديگر تداوم پرداخت نقدي يارانه ها نيز از ديگر مسائل و مشکلات اين طرح است. معمولا خانوارهاي فقير در ساختار سياسي و قدرت داراي قدرت چانه زني نيستند و شايد اين سياست بعدها از سوي دولتها پيگري نشود.

2-       اما مساله تورم: جدول زير به مقايسه نرخ رشد نقدينگي، تورم و توليد ناخالص داخلي در اقتصاد ايران طي سالهاي 1338 تا 1385 مي پردازد.  

مقايسه متوسط نرخ رشد، نقدينگي، تورم و توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت

دوره زماني

1356-1338

1385-1357

ميانگين نرخ رشد تورم

3/6

47/19

ميانگين نرخ رشد نقدينگي

5/23

49/26

ميانگين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت 1376

1/10

7/2

 

همانطور که مشخص است ميانگين نرخ تورم در دوره 1356-1338 برابر با 3/6 درصد است در حاليکه نرخ رشد نقدينگي در اين دوره 5/23 درصد و ميانگين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت 1/10 درصد است. اما در دوره بعد 1385-1357 ميانگين نرخ رشد تورم برابر با 47/19 درصد و نرخ رشد نقدينگي در اين دوره 49/26 درصد و ميانگين نرخ رشد توليد ناخالص داخلي به قيمت ثابت هم برابر با 7/2 است. نرخ رشد نقدينگي در طي اين دو دوره تقريبا نزديک به هم است. ( با توجه به اينکه دوره اول کوتاه تر از دوره دوم است) اما نرخ تورم و نرخ رشد توليد ناخلص داخلي به قيمت ثابت 1376 کاملا در طي اين دو دوره متفاوت است. به عبارت ديگر رشد نقدينگي متغير توضيحي جالبي براي تفاوت موجود در طي اين دو دروه به حساب نمي آيد.

 تورم بيش از آنکه تحت تاثير نقدينگي باشد تحت تاثير توليد بوده است. به عبارت ديگر طرف عرضه اقتصاد به شدت فعال بوده است اما در دوره دوم هبه دليل وجود همان ناکارايي هاي سازماني و مجهول، بخش توليد خيلي خوب عمل نکرده است. از اين رو شايد مساله تورم و عدم تخصيص بهينه صرفا هم تحت تاثير نقدينگي هاي ناشي از سياستهاي يارانه اي نباشد و در حين توجه به اين عوامل بايد به ساير مسائل و مشکلات موجود در بخش توليد نيز توجه خاص نمود.       

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 9 Apr 2008 و ساعت 1:9 |

برای فردی مانند من که هر روز به طریقی در این جامعه آزرده می شوم کدامیک از گزینه های خروج، اعتراض یا وفاداری مطلوب است. خروج، گزینه مورد علاقه اقتصاددانان و ذات بازارهای رقابت کامل است. به محض ناراضی شدن در بازار رقابت کامل، خروج کرده و به سراغ یکی دیگر از رقبا می رویم. اعتراض گزینه مورد علاقه دانشمندان علوم سیاسی است. علم سیاست با خروج عجین تر است تا سیاست. برای تصحیح امور باید اعتراض کرد تا به سمت وضعیت مطلوب حرکت نمود. وفاداری هم مربوط به همین جماعتی است که می خواهند از طریق اعتراض شرایط مطلوب را برای خود ایجاد کنند. اما ظاهرا نهادی در این جامعه وجود ندارد که حقوق تضییع شده کسانی که زور بازو ندارند را به آنها باز گرداند. به گمانم این گروه گزینه خروج را انتخاب می کنند.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 8 Apr 2008 و ساعت 0:19 |
تفاوت میان مخاطرات اخلاقی و انتخاب نامطلوب چیست؟
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sat 5 Apr 2008 و ساعت 23:34 |

از دکتر مسعود درخشان شنیدم که می گفت زمانیکه تازه وارد دانشکده اقتصاد دانشگاه تهارن شده بودم، یکی از تعریفی که برای علم اقتصاد ذکر می شد عبارت بود از میانه روی. ایشان می گفت که من این تعریف را علمی نمی دانستم. اما اکنون هر چه زمان می گذرد می بینیم که حقایق در همان میانه روی است.

ظاهرا قصه همین است. در تمامی مباحث اقتصادی مانند اندازه دولت، میزان دخالت دولت در عرصه اقتصاد و ... هدف پیدا کردن نقطه مطلوب یا همان اپتیمم است ماکسیمم یا مینیمم. بهینه یابی مهمترین کاری است که علم اقتصاد باید با توجه به قیدها و محدودیتهای موجود در عرصه اقتصاد انجام دهد. البته این وظیفه بر عهده اقتصاددانان است. هر چند که در ظاهر علم اقتصاد کمی خشک و نچسب است اما ارائه سیاستهای اقتصادی که نقاط بهینه را پیدا کنند و بتوانند به آن نقاط نزدیک شوند می توانند زندگی مردم را به خوبی تحت تاثیرات مثبت خود قرار دهند.

جالب است که دموکراسی هم یعنی یافتن راه حل بهینه. دموکراسی با ابزار نظارتی و کنترلی که در اختیار جامعه مدنی قرار می دهد به دنبال میانه روی تا از افراط و تفریط جلوگیری کند. اما بهینه یابی کار هرکسی نیست. به قول قدیمی ها کار هر کس نیست خرمن کوفتن.

دکتر درخشان می گفت در زمان آغاز سیاستهای تعدیل اقتصادی پیشنهاد کردم که بودجه تحقیقات اقتصادی که در آن زمان 200 میلیون تومان بود به دو بخش تقسیم شود: 100 میلیون تومان در اختیار کارشناسانی قرار گیرد که در جهت مثبت این سیاست مطالعه می کنند و 100 میلیون تومان هم در اختیار منتقدین آن. شاید در پرتو این امر می شد حقایق را بهتر دید.  

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Fri 4 Apr 2008 و ساعت 19:30 |
در طی یک کاه گذشته نزدیک به ۱۰۰ بازدید کننده با جستجو واژه "اقتصاد فمینیستی" در گوگل وارد این وبلاگ شده اند. من در این زمینه چندان مطالعه ای ندارم. اما چندی پیش، مقاله خوبی دیدم که دوست خوبم "نیما نامداری آن را ترجمه کرده بود. در ادامه می توانید این مقاله را بخوانید. البته ظاهرا این مقاله در مرحوم مجله زنان چاپ شده بوده است.

اقتصاد فمينيستي (feminist economics) چيست؟ چه ارتباطي با جريان غالب اقتصاد در دنيا و نيز نظريه‌هاي فمينيستي دارد؟ روش‌شناسي آن چگونه است و چه نسبتي با روش‌شناسي علم اقتصاد دارد؟ در اين مقاله تلاش خواهم کرد به اين سؤالات پاسخ دهم. اما لازم است در آغاز تأکيد کنم كه مراد من از علم اقتصاد، جريان غالب در دانشکده‌هاي اقتصاد دنيا يعني مکتب نئوکلاسيک است. پس با گرايش‌هاي منسوخ يا حاشيه‌اي دنياي اقتصاد نظير مارکسيست‌ها، طرفداران کينز، هواداران مکتب اتريش يا واقع‌گرايان انتقادي کاري نخواهم داشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 2 Apr 2008 و ساعت 17:21 |
هیچ یک از دوستان کتابی در مورد توسعه انسانی پایدار می شناد که به من معرفی کند؟ اگر بتوانید کتابی در این زمینه معرفی کنید ممنون می شوم.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 2 Apr 2008 و ساعت 0:23 |

تاخیر در پرداخت یا Arrears یکی از مباحثی است که در خصوص دیدگاه سیاستگذاری در سیاستهای تعدیل مطرح است. سوال اساسی در این زمینه این است که آثار تاخیر در پرداختها چیست؟ برای مثال شرکتی را در نظر بگیرید که بااطلاع دولت مالیات نمی دهد و آن مبلغ را صرف پرداخت دستمرد به کارگران خود می کند. این عمل در واقع نوعی انتشار پول است که باید به خزانه دولت واریز شود اما این پول به کارگران آن شرکت پرداخت می شود. این عمل نوعی تشکیل شبه پول موقت است. ادامه عدم کارایی شرکتهای دولتی نیز از دیگر تبعات این رفتار از سوی شرکتها (ی دولتی) است. هدفمند کردن سیاست مالی یکی از روشهای اصلی از بین بردن تاخیر در پرداختها است و اگر توسط دولت اجرا نشود، شرکتهای مختلف همچنان به کار خود ادامه می دهند و آثار نامطلوبی همچون عدم تخصیص بهینه منابع، همچنان ادامه خواهد داشت. اما، در این میان برخی از سیاستگذاران، عمدتا در اروپای شرقی و روسیه سابق، معتقدند که شاید سرپا بودن بنگاه به هر قیمتی بهتر از اخراج کارگران و هدفمند شدن سیاستهای مالی دولت است. آنها معتقدند که اخراج این کارگران موجب ایجاد آشوب اجتماعی و دردسرهایی در جامعه می شود، برای مثال بیکاری تبعات منفی زیادی در حوزه جرم و جنایت به بار می آورد، از این رو بقای ناکارآمد این شرکتها (ی دولتی) مناسب است. محدودیت ملایم بودجه نیز در راستای همین است. بخش مهمی از ممانعت از تاخیر در پرداخت در واقع همان محدودیت سخت بودجه است. حال باید دید در زمان اجرای برنامه های توسعه در اقتصاد ایران چنین ممنوعیتی برای شرکتهای دولتی یا خصوصی وجود داشته است؟ اقتصاددانان و سیاستگذاران ما کدام رویکرد را انتخاب کرده اند و دلیل آنها چه بوده است؟    

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 30 Mar 2008 و ساعت 12:50 |

امشب با ندا برای دیدن فیلم "به همین سادگی" ساخته رضا میرکریمی به سینما سپیده رفتیم. باید بگویم که فیلم ساده و زیبا است. نمی دانم چرا اینگونه به ذهنم متبادر شد که میر کریمی، در ساخت این فیلم از اصغر فرهادی یا بهتر بگویم "چهارشنبه سوری" او تاثیر پذیرفته است. فیلم، ارزش دیدن دارد. نیم ساعتی زود به سنما رسیدیم. برای همین به کتابفروشیهای انقلاب رفتم. 

اما گذر از مرزها کتابی است از آلبرت هیرشمن که توسط محمد مالجو، دوست خوب و عزیزم ترجمه شده است. چنانکه در مقدمه کتاب آمده است:"کتاب حاضر در واقع مصاحبه مفصلی است که در سال ۱۹۹۳ به زبان ایتالیایی با هیرشمن انجام شده است". هیرشمن در مقدمه کتاب توضیح جالبی در مورد عنوان کتاب داده است:

گذر از مرزها فقط خصیصه سفرهای جسمانی فراوانی که در جریان زندگی اجبارا انجام داده ام نیست، باری، ممیزه سفرهای میان رشته ای من نیز هست که از وقتی قلم به دست گرفته ام تا کنون ادامه داشته است.  

محمد مالجو پیش از این نیز چهار کتاب ار آلبرت هیرشمن ترجمه کرده است. الف- هواهای نفسانی و منافع- ب- خروج اعتراض و وفاداری، ج- خطابه ارتجاع، انحراف، بیهودگی، مخاطره - د- دگردیسی مشغولیتها. البته خواندن کتاب خروج، اعتراض و وفاداری را به سعید حجاریان که در آخرین شماره مجله آیین مطلبی با عنوان بازار سیاست نوشته است توصیه می کنم. شاید اگر این کتاب را بخواند، بتواند مقاله بهتری بنویسد. البته الان هم مقاله او خوب است ولی می تواند بهتر هم باشد. همه اینها را گفتم که بگویم: من هم ترجمه کتابی از آلبرت هیرشمن را همین روزها به پایان می برم. البته عنوان کتاب این است: Getting Ahead Collectivity . البته نمی دانم در زبان فارسی باید چه عنوانی برای کتاب انتخاب کنم.  

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Thu 27 Mar 2008 و ساعت 22:15 |

برای خرید یک عدد سردوش حمام و یک شیر دستشویی به فروشگاه "بازرگانی آقازاده: پخش شیرآلات، کاشی و سرامیک" با شماره تلفن (۶۶۰۴۷۲۵۴ ) واقع در خیابان بهبودی تهران رفتم. فروشنده سر دوش استیل را ۳۰۰۰ تومان و شیر دستشویی را ۴۷۰۰۰ تومان داده است و اینجانب هم از او فاکتور گرفته ام. نیم ساعت بعد برای خرید قطعه دیگری به فروشگاه دیگری رفتم. آنجا سردوش را قیمت کردم. فروشنده گفت سردوش ۵۰۰ تا 1000 تومان است و شیر دستشویی هم ۳۸۰۰۰ تومان. به عبارت دیگر آقای آقازاده، سردوش را ۵ برابر قیمت بازار و شیر دستشویی را هم ۱۱۰۰۰ تومان گرانتر به من داده است. اما خوب، از دیدگاه یک اقتصاددان، آقای آقازاده تنها از اینکه بنده از قیمت واقعی کالا باخبر نبوده ام، استفاده کرده و از این شرایط نفع برده است. گور پدر انسانیت و اخلاق. البته حیف اخلاق که با ۱۰ یا ۱۲ هزار تومان سنجیده شود. قیمت اخلاق بیش از این حرفهاست. او هر روز باید سر چندین نفر کلاه بگذارد، معذرت می خواهم از اطلاعات نامتقارن استفاده کند. شاید هم فروشنده عاقل بوده است و می داند که در ازای استفاده از عدم تقارن اطلاعات (کلاهبرداری شرافتمندانه و دزدی) هیچ اتفاقی برایش نخواهد افتاد.  

اما نکته جالبتر این است که در خیابان بهبودی، بیش از ۱۵ فروشگاه شیرآلات وجود دارد و بر اساس تئوری بازار رقابتی حضور هر چه بیشتر فروشندگان، باعث شفاف شدن بازار می شود. البته مشروط بر اینکه در این شرایط رقابت انحصاری، امکان ایجاد کارتل یا همان دزدی خودمان را نداشته باشند. خوب از آنجا که فروشنده دوم، قیمت واقعی را گفت، پس چنین چیزی وجود ندارد. من به سراغ آقای آقازاده که البته به نظرم حیوان زاده، ببخشید نجیب زاده، این انسان شرف استفاده کننده از اطلاعات نامتقارن، رفتم. ایشان می گوید می خواستی نخری. جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود. راست می گوید. او هم باید بالاخره در این شهر دزدی کند. نه؟ چرا او باید دزدی نکند. البته کسی هم نیست که پول مرا پس بگیرد. یعنی به واقع هیچکس نمی تواند هیچ غلطی بکند. دزدی جزء وظایف مردم این شهر است. زندگی روزمره بدون دزدی نمی شود. دزدی کار شرافتمندانه ای است که تنها باید آن را انجام داد تا شب راحت خوابید.  

نمی دانم دوستان عزیز ماجرای آن مبلمان فروش را که مدتها پیش نوشتم به یاد دارند یا نه؟ یک هفته پس از خرید مبلمان، آن را برای تعمیر و تطابق با مدل سفارشی به فروشنده دادم و او پذیرفت که آن را تغییر دهد. یک ماهی با تلفن درگیر بودیم. یک روز به آنجا رفتم. فروشگاه همسایه گفت که این فروشگاه دیگر تعطیل شده و آنها تصفیه حساب کرده و رفته اند. کمی عجیب است. اما نه. چرا عجیب است. به همین سادگی. البته او کاری نکرده است از شرایط خود استفاده کرده و تحلیل هزینه فایده کرده است و فهمیده که اگر پول مرا ندهد، من هم که هیچ غلطی نمی توان بکنم، پس چرا باید پول یا مبلمان را به من بدهد؟ هیچکسی هم که نمی تواند هیچ غلطی بکند؟ الان او یک سال نیم است که با پول و مبلمان رفته؟ ای کاش به جای درس خواندن چاقو کشی و عربده کشی را یاد گرفته بودم تا امروز بتوانم حقم را بگیرم.

خوب برگردیم به سراغ آقای آقازاده شیرآلات فروش. جالب این است که بنده به بخش خصوصی دزد اعتقاد دارم و طرفدار اقتصاد دولتی هم نیستم. پس دندم نرم. بخش خصوصی باید آنقدر دزدی کند تا روزی شرایط درست شود. خوب بنده هم که طرفدار این ایده ام خودم هم باید در این راه دزدی قدمی بردارم.  

طی هفته گذشته سه پیشنهاد برای نوشتن پایان نامه های کارشناسی ارشد و همچنین انجام سه پروژه اقتصاد سنجی( از سوی دانشجویان با سواد اقتصاد دانشگاه شریف) داشتم. نپذیرفتم. یکی را هم که من می خواستم قبول کنم، نشد. قیمت هر پایان نامه ۱ تا یک و نیم میلیون و قیمت هر پروژه هم بسته به شرایط می تواند از 100 تا 200 هزار تومان باشد.  البته بارها من مدل پایان نامه ها را برآورد کرده ام و گاهی هم با توافق کارفرما، مدل مورد نظر را دستکاری کرده ام. اما هیچگاه نوشتن پایان نامه را قبول نکرده ام و به کسانی که برای پروژه های اقتصاد سنجی رجوع کرده اند، گفته ام که بهتر است بیایند و نرم افزار را یاد بگیرند. خوب حالا که من نمی توانم همانند آقای آقازاده شرافتمند یا آن مبلمانی عزیز که هر دو هم تنها تحلیل هزینه فایده کرده اند، شغل جدیدی انتخاب کنم که قابلیت دزدی شرافتمندانه را داشته باشد می توان به نوشتن پایان نامه روی بیاورم. دستکاری مدل و کپی و پیست ادبیات موضوع. به گمانم در هر یک ماه بتوانم یک یا دو پایان نامه را بنویسم. شغل خوبی است. هم آن دوستان به مشاغلشان می رسند و هم من درآمد کسب می کنم. گور پدر سایر موارد. شبیه آقازاده محترم که نمی توانم دزدی کنم، ببخشید از اطلاعات نامتقارن و عدم شفافیت بازار استفاده کنم. اما می توانم جای دیگری را آباد کنم.

 

 

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Wed 26 Mar 2008 و ساعت 20:26 |

تازه دوران مستاجری من و ندا شروع شده بود که متوجه شدم خانه ای که اجاره کرده ام مشکلی دارد. به سراغ صاحبخانه رفتم و گفتم که خانه فلان مشکل را دارد. گفت من می خواهم برای نمایشگاه فرش به سوئیس بروم. بعد از اینکه برگردم این مشکل را حل خواهم کرد. خلاصه سه ماه طول کشید و مشکل ما حل نشد. صاحبخانه اینقدر امروز و فردا کرد تا آخر به غلط کردن افتادم و خودم هزینه حل مشکل را پرداختم.

امروز دوباره خانه دارای مشکل شد. تقریبا معادل اجاره یک ماهم را هزینه کردم تا مشکل حل شود، اما الان پنج ساعت از آغاز کارمان برای حل مشکل می گذرد و مشکل هنوز پا برجاست. استاد کار مربوطه می گوید به دلیل اینکه این قسمت از خانه از روز اول بر اساس معیارهای استاندارد ساخته نشده بنابراین با وسایل استانداردی که شما ( یعنی من بیچاره) خریده اید، درست نخواهد شد و مشکل هم رفع نخواهد شد. استاد کار می گوید فردا می آیم و با همین هزینه مشکل شما را رفع می کنم. به عبارت دیگر اگر مشکل من رفع شود معادل دو ماه اجاره خانه ام را برای رفع این مشکل باید بپردازم. صاحبخانه ام هم الان به اسپانیا رفته است تا تعطیلات نوروز را آنجا باشد. می دانم که وقتی هم برگردد می گوید که به من ربطی ندارد. می توانستید صبر کنید تا من بیایم. حالا که سرخود، خانه مرا دستکاری کرده اید خودتان هم باید تاوانش را بدهید. همسرم می خندد. من هم می خندم.

یکی از مشکلاتی که امروز باید رفع می کردم مربوط به شیر آب بود. مغازه دار یا همان شیرآلات فروش، به دلیل اینکه تنها مغازه باز بود شیر را تنها یک و نیم برابر قیمت به من داد. استاد کار هم می گفت، عزیز من، امروز چون روز تعطیل است شما باید هزینه بیشتری پرداخت کنید. البته شاگردم هم بیشتر دستمزد می گیرد. خلاصه ما را چاپیدند. الان هم که ساعت نزدیک به دوازده شب است، من منتظرم تا صبح شود این جماعت دوباره بیایند و خانه و زندگی را بهم بریزند و به دلیل روز تعطیل دو سه برابر پول بگیرند و بروند.

گور پدر هر کسی که می گوید دزدی بد است. گور پدر هرکسی که می گوید ما نباید سر هم کلاه بگذاریم. گور پدر هر کسی که می گوید ما همه انسانیم. واقعیت این است که ما همه دزدیم و با مسالمت از هم دزدی می کنیم. گور پدر هر کسی که می گوید ما باید اخلاقی رفتار کنیم. گور پدر هر کسی که می گوید چون امروز تعطیل است من باید بیشتر پول بگیرم. اگر امروز تعطیل است تو غلط می کنی که آمده ای سر کار. خلاصه دیگر برای انسان بودن و اخلاقی رفتار کردن فرصتی نیست. البته برای دزدی کردن هم فرصتی برای امثال من نیست. دزدی کردن هم آدابی دارد که بدبختانه شغل من ( من که بیکارم ) اقتضای دزدی را ندارد. یعنی فرصتی برای دزدی ندارم. اما شما هر چا که هستید سر دیگران را کلاه بگذراید. در غیر اینصورت زندگی برایتان سخت می شود. حداقل این قاعده را اجرا کنیم که از هر دست می دهی از همان دست هم باید بگیری. البته در جهت منفی. کمی بعد هم از گرسنگی مرد. البته می دانم که حق یا نمی دان هرچیز دیگری تنها با صاحبخانه، اوستا و گردرش است. من تنها باید بگویم چشم. چرا که مادر بزرگم از بد حادثه با یک شاهزاده قجری ازدواج نکرد یا ک شاهزاده قجری از او خوشش نیامد. چرا پدرم کمی بلند مدت فکر نکرد و امروز من هم خانه ندارم. من تنها باید بنشینم و به تمامی اجداد بی عرضه ام که همانند صاحبخانه ام بیست و پنج برج ندارد به دنیا فحش دهم جالب است صاحبخانه ام تنها ۶ سال از من بزرگتر است. اما گمان می کنم که ۶۰۰۰۰ برابر من ثروت مادی و معنوی دارد. اسپانیا خوش باش که ما برای تو کار می کنیم.

یاد این داستان ایتالو کالوینو افتادم. در ادامه مطلب می توانید داستان را بخوانید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 23:5 |

وبلاگ اقتصادی Iyigun Blog متعلق به اقتصاددانی ترک تبار است که مطالب او می تواند با توجه به ژیشرفتهای اخیر ترکیه آموزنده باشد.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 14:44 |

تعطيلات در ايران: در ستايش بطالت مطلب جالبی است از محمد قائد عزیز. اگر این روزها تعطیل هستید،  کتاب زیبای او یعنی دفترچه خاطرات و فراموشی او را از دست ندهید. به خصوص فصل اول کتاب با عنوان نوستالژی.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Mon 24 Mar 2008 و ساعت 12:4 |

پول بیرونی را می توان به عنوان سکه و اسکناس به علاوه سپرده های بانکی (که به صورت ذخایر نقد بانک یا به صورت ذخایر در بانک مرکزی نگهداری می شود) در نظر گرفت. پول بیرونی را می توان به عنوان ثروت خالص بخش خصوصی تلقی نمود زیرا در مقابل آن، بدهی بلافصلی برای بخش خصوصی وجود ندارد. در مقابل پول درونی، را می توان به صورت سپرده های بانکی تعریف نمود که از طریق وام دادن به بخش خصوصی ایجاد می گردد. پول درونی را نمی توان جزء ثروت بخش خصوصی به حساب آورد. این تعاریف در رابطه با تحلیل اثر پیگو نقش مهمی دارند.   

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 23 Mar 2008 و ساعت 22:27 |
"معماهایی که ما در حال بررسی آنها هستیم تمرین های آکادمیک هستند، احیانا دارای استفاده ای برای تنویر فکر و اندیشه می باشند ولی شانس اندکی برای وقوع در زندگی واقعی دارند".

پیگو 194۷. این بهترین جمله ای بود که امروز خواندم.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Sun 23 Mar 2008 و ساعت 12:1 |

خنثایی پول یا همان قضیه خنثایی کلاسیکها بیان می کند سطح تولید حقیقی مستقل از حجم پول می باشد. کلاسیکها با تمایزی که میان متغیرهای حقیقی و اسمی قائل بودند می توانستند رفتار متغیرهای اسمی را بدون توجه به متغیرهای حقیقی بررسی کنند. برای بررسی متغیرهای اسمی، کلاسیکها به نظریه مقداری پول متوسل می شوند. تعداد زیادی از اقتصاددانان در گسترش دستاوردهای سیاستی این نظریه یا توسعه آن دخیل بوده اند.

اما نکته جالبی که من شخصا نمی دانستم این است که پیشنهاد اصلی نظریه مقداری پول که در اقتصاد کلان کلاسیک وارد شد، مربوط به انتشار مقاله مهم دیوید هیوم در مورد پول بوده است. بر همین اساس گروهی از اقتصاددانان معتقدند که تاریخ دقیق ایده پول گرایی، سال 1752 بوده است چرا که قضایای اصلی پول گرایی به هیوم بر می گردد. دیوید هیوم می نویسد "بدیهی است که مقدار کمتر یا بیشتر پول هیچ پیامدی ندارد زیرا که قیمت کالاها همیشه متناسب با مقدار پول است".

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Fri 21 Mar 2008 و ساعت 22:2 |

سایت رستاک به مناسبت آغاز سال ۱۳۸۷ مطالبی را منتشر نموده است. از میان این مطالب منُ میراث هیروشیما: تصمیمات در بالاترین مرتبه را بیشتر می پسندم. دکتر محمد مهدی بهکیش هم مطلبی با عنوان ریشه های تاریخی بدبینی ایرانیان به انگلیس نوشته که خواندنی است. سال ۱۳۸۷ با دلارهای نفتی فراوان می آید و اقتصاددانان به تعطیلات می روند. عجبم که چگونه نزدیک به یک ماه تمامی ادارات دولتی و اغلب سازمانها و شرکتها تعطیل می شوند اما در تولید ناخالص داخلی تغییر چندانی حاصل نمی شود؟ با خودم فکر می کنم اگر مدیران و کارکنان یکی از سایتهای یاهو و گوگل هم ایرانی بودند آیا این روزها به تعطیلات می رفتند؟ رقابت چه چیز خوبی است که اجازه یک دقیقه تعطیلی را هم نمی دهد. بگذریم. سال نو مبارک باشد. به امید آنکه در این سال بهره وری نیروی کار در ایران افزایش یابد.

+ نوشته شده توسط محمد فرهاد در Thu 20 Mar 2008 و ساعت 1:38 |